از اونجایی که من به همه چیز گیر میدم امروز که داشتم از داشنگاه بر می گشتم اتوبوسی که داشت از جلوم رد میشد توجهم رو حسابی جلب کرد. این اتوبوس یه جوری بود
خیلی کج بود !!
منم با سرعت کمربرندم رو توی سرعت ۸۰ کیلومتر بر ساعت باز کردم و موبایلم رو از جیبم بیرون آوردم که ازش عکس بگیرم
کلی گاز دادم تا برسم به اتوبوس و این عکس ها رو بگیرم
حالا فکر می کنید علت این کج شدگی چی بوده؟
با سرعت رفتم کنار اتوبوس تا علت رو جویا بشم
بله
این اتوبوس، اتوبوس حاوی دانشجوهای دختر دانشگاه آزاد بود که به علت اینکه همه میان لب پنجره که بیرون رو نگاه کنن و حالا یه دستی واسه ماها تکون بدن
و از این صحبتا
به یک طرف کج شده بوده...
خوب دیگه، دیسکانکت کن برو سر درس و مشقت
اعتماد به نفست منو کشته

حالا کی گفته میان کنار پنجره تا شماها رو ببینن
شواهد و قرائن موجود این رو نشون میداد : دی
یه چند تاشون رو تو سوار می کردی تعادل حفظ شه!
نه خوب دیگه نزدیک دانشگاه بودن می خواستن برن سر کلاسشون
نمی خواستم مانع تحصیلشون بشم : دی
قرار بود اپ کردی من اسم وبلاگتو بزنم سر در وبلاگم
الان یادم اومد ... برم انجام بدم حرفمو :دی
دیگه دیر شده
باید خسارت پرداخت کنی
همینجوری قبول نیست :دی
من خودم همیشه میچسبم به شیشه
هیچ وقتم پسرا رو نگاه نمی کنم
بلکه
!
نفس می کشم
مگه من گفتم میان پسرا رو نگاه کنن؟
گفتم میان امثال ماها که همون امثال من میشه رو نگا کنن که از اونجایی که من یکی یه دونم توی پسرا و ۲ ندارم نتیجتا میان کنار ژنجره که من رو ببینن : دی
چییییییییی میگییییییییییی
دیر چی شده
به من چه که تو هی تند تند می آپی
همش تقصیر علی یه
یه بار جلو شما کوتاه اومده
حالا میخواین از همه خسارت و شیرینی و ... بگیرین
نچ نچ نچ :دی
هیچ کس تاب مقاومت در برابر ما رو نداره
چی خیال کردی : دی
برم پستای قبلیتو بخونم
شایت ! یکم حال و هوام عوض شد
بای بای سریع العکس العمل :)) ( در رابطه با فی الفور جواب دادن کامنت اولم :دی)
اسی عکس العمل معروفه که
نشنیدی مگه ؟ : دی
اگه اینجوری که شما می گین باشه که باید ته اتوبوس میومد پایین نه بغلش
نه خوب
آخه ته اتوبوس جا نیست همه وایسن
اومدن کنار پنجره تا من خودم رو برسونم : دی
زدم که بابا
مورد 3 م
حالا حتما باید سر درش باشه ؟
آره
همون بالا به جای
Personal Notes Of a Little Teacher
اسم وبلاگ من رو باید بزنی
اونجا سر دره دیگه : دی
یا می خوای بنرم رو بدم یه هفته تبلیغات کن روش بزن بالا وبلاگت : دی
حال ندارم رفرش کنم :دی
کامنت میذارم که جوابتو بخونم :دی
کار خوبی می کنی
صرفه جویی در مصرف کلیکه : دی
دیگه نه اونقد بالا
ولی می برمش بالا تر :دی
بنرم رو هم باید بذاری : دی
حرف زدی پاش وایسا دیگه : دی
جون داداش دیگه از این بالاتر راه نداره
چرا هر چی رفرش می کنم اسم وبلاگم رو نمی بینم که اضافه شده باشه؟
مگه تو پیوند ها نباید باشه ؟
نیست که : دی
دیگه جانشین شریعتی شدی
بیشتر از این امکان نداره
ایییییییییییول : دی
این شد یه چیزی
خداییش تو خوابم نمی دیدی که جایگزین شریعتی بشی روزی :))
میگم حالا که داری لطف می کنی
عکس خودم رو بزن که یکی از اون مداد های بالای وبلاگ رو توی دستم گرفتم دارم پست می نویسم : دی
حواسم به پیوندا نبود
اونم درس کردم
مال پیوند ها هم باید میومد بالا ها : دی
چیییییییییییییی میگییییییییییییییی
:))
مدااااد ؟ :))
آره بابا
دیگه رسما میرم سر در وبلاگت : دی
میگم تورو خدا تعارف نکنی ها
میخوای یه دور کولی هم بت بدم ؟
=))
شرمنده می کنی : دی
حالا این پیتزاهه رو زدین به بدن که این مدلی شدین ؟
هنوز علی نیومده دزفول که
بدون علی هم که هرگززززززز
هدف دور هم بودنه ها !
انگار فراموش کردی : دی
یا این هنوز قبل از پیتزاس ؟
اگه اینجوریه که خدا به بعد از خوردن پیتزا بهمون رحم کنه :دی
بعد از خوردن پیتزا احتمالا بگم یه وبلاگ دیگه درست کنی که توی آدرس وبلاگ، اسم من هم گنجونده شده باشه : دی
آها !
این کامنت دونی درپیتت هم که ثبت مشخصات نداره که
هی هر دفعه من باید بنویسم نام : خانوم معلم
بنویس خ . ن
:دی
تازه کلی روی این کار کردم اینجوری شده می تونید شکلک بزنید : دی
نا شکری می کنی دیگه
دیگه واقعا داریم میرسیم به همون یه دور کولی انگار :دی
من برم بهتره انگار :دی
والا !
کمرمو از سر نیوردم که :دی
ایشالا علی حالا حالاها نیاد دز :دی
هه هه :دی
بای بای
نه هنوز چند مترش مونده : دی
علی میاد ایشالا
نیاد که فارغ التحصیل نمیشه :دی
مجبوره بیاد
بابای
آخه اینجوری شبیه ا.ن می شه
حتی ذره ای هم شباهت عمراااااااااااااااااا
همون کامل مینویسم هی :دی بختره :دی
قالب جدید مبارک
مرسی
البته این موقتیه
دارم دنبال یه قالب درست حسابی می گردم
آقای ایرادگیر، برو اول " داشنگاه" ِت رو درست کن بیا تا بیام راجع به اعتماد به نفستم برات بگم!!!!
:))
قالب جدید هم مبارک!!!
مرسییییییی : دی
کسایی که دانشگاه چمران اهواز درس میخونن این وضعیت رو ساعت 6 بعد از ظهر به عینه میبینن.
راستی آقا احسان شما مکانیک میخونین؟
آخه پست قبلیتون عنوانش "تعادل استاتیکی" بود. منم مکانیک میخونم. وبلاگت خیلی باحاله. من که تا حالا دو سه تا از مطالبت رو رندم خوندم خیلی خوشم اومد.
اگه پایه ای تبادل لینک کنیم یه ندا بده.
به ما سر بزن.
فعلا بای تا های دیگر
بله من مکانیک می خونم البته دیگه ترم آخر هستم و فقط پروژم مونده
شما لطف دارین. شرمنده می کنید
بله حتما چرا که نه. تبادل می کنییییییییییییم
ehsan bia up kon dige
باشه : دی