سلام به همه دوستان عزیز
بعد از ۱ ماه و اندی که نبودم بالاخره برگشتم!
یه مدتش که درگیر امتحانای ترم بودیم و بعدشم مشغول انجام پروژه یکی از درس ها و بقیش هم به دپرسی کامل سپری شد تا امروز که خبر مسرت بخش پاس شدن یکی از درس ها رو مسعود بهم داد. پاس شدن این درس کاملا میشه گفت یه معجزه بود. چون استاد این درس تا به حال هرگز نمرات رو روی نمودار نبرده بود و یا نمرات خام رو تغییر نداده بود.
ناراحتی نمره این درس و یه سری مسائل شخصی همه دست به دست هم داد که تعطیلات به بدترین شکل ممکن طی بشه و توی این مدت فقط صحبت های یک دوست خیلی خوب و همراهی همیشگی اون با من بود که یکم بهم آرامش میداد. من هرگز کمک های اون رو تا عمر دارم فراموش نمی کنم...
خوب، بریم سراغ پست امروز![]()
یک مسابقه داریم
حتما همتون این بازی رو تا به حال انجام دادید
من دو تا عکس براتون میذارم
هر کس بتونه بیشترین تفاوت رو توی این دو عکس تشخیص بده برنده مسابقه میشه
مطمئن باشید رقابت بسیار تنگاتنگ خواهد بود
از فرصت های مشورت، مقایسه و رد گزینه هم به خوبی استفاده کنید تا برنده مسابقه بشید
من برای اینکه شانس برنده شدنتون هم بیشتر بشه گزینه در اختیارتون میذارم
ولی هر گزینه رو که انتخاب کردید باید دلیلش رو هم توضیح بدید وگرنه قبول نیست
این هم تصاویر مسابقه:

=======

گزینه ها:
1. 5 تفاوت
2. 7 تفاوت
3. 8 تفاوت
4. 9 تفاوت
5. هیچکدام
6. همه موارد
7. گزینه الف و ب
8. گزینه 1 و 4
9. گزینه ها زیاد است
10. صورت سوال خوب چاپ نشده است
11. استاد میشه راهنمایی کنید
12. هیچ تفاوتی ندارند
به برنده مسابقه یک عدد جایزه نفیس تعلق خواهد گرفت در ضمن
منتظر حضور شما در مسابقه هستیم
تا بعد...

فلهذا بر خود واجب دونستم مختصری در این رابطه به شما دوستان گلم اطلاعات بدم...
در توضیح این پدیده نادر باید عرض کنم که این پدیده فقط سالی 1 بار و تنها در روز عاشورا در اینجا اتفاق میفته. معنیش میشه " ظهور دختران آفتاب نخورده".
و میشه اون ورشون رو دید (کاملا Transparent). ویژگی دوم موهای خرمایی رنگ و فر نخورده اونهاست که باز هم به دلیل همون هوای معتدل توی خونشونه.
اگه بخواییم همین طور به بیان ویژگی های اون ها بپردازیم در حالت حدی می تونیم اون ها رو به حورالعین(درست نوشتم؟) تشبیه کنیم.








در صحنه حضور به عرصه نمایش می نمایند و سعی می کنن در این مهاجرت ماهی های موسمی، صیدی هر چند اندک داشته باشند حتی با قلاب های بی طعمه.




و موجی از شور و شعف برای کسانی که با تورهای پر از صید مکان رو ترک می کردند به چشم می خورد.
و این است شور حسینی از نوع دوم
چون همه ازم حمایت کردین در پست قبلی، خودکشی نکردم 
فقط این توضیح رو بدم که کسی خونه نبود و تصاویری که مشاهده می کنید شاهکار بنده هست

===

===

===

===

عکس آخر مربوط به بعد از خوردن املت هست
پ.ن: از خانم های واجد شرایط برای ثبت نام در کلاس های آشپزی خودم دعوت به عمل میارم. با ما تماس بگیرید 
شرایطش رو بعدا توی روزنامه های کثیرالانشار میدم حاجت خانم بزنه

البته شرط اولش اینه یکیتون آستین بالا بزنه ظرفای امشب رو بشوره

درضمن همین طوری که مشاهده می کنید در 2 عکس آخر، قالی هامون دست بافه. اگه کسی خواست بخره ما فروشنده ایم
تورو خدا با ما تماس بگیرید
با ما تماس بگیرید
جون هر کی دوس دارین
من می خوام خودکشی کنم
هر بدی از من دیدین تو این مدت حلال کنید به بزرگی خودتون
می دونین علت خودکشی من چیه ؟
من دیشب تا 3 بیدار بودم داشتم پروژه درس ترمودینامیک 2 رو تایپ می کردم، امروز صبح هم از 9 تا 11.5 ادامش رو تایپ می کردم. خلاصه وقتی تموم شد با عجله واسه اینکه استاد از دانشگاه نرفته باشه شال و کلاه کردم و رفتم دانشگاه. بعد از پرینت وقتی رفتم سراغ استاد رفته بود غذا بخوره. منتظر موندم تا بیاد بعد ترجمه رو تحویل دادم
حالا اگه گفتین چرا می خوام خودکشی کنم؟
.
.
.
.
.
ساعت 1.5 وقتی از ماشین پیاده شدم تا در خونه رو باز کنم و ماشین رو بیارم داخل، متوجه شدم که زیپ شلوار بنده متاسفانه به مدت 2 ساعت توی دانشگاه باز بوده و من متوجه نشدم
فاجعه از این عمیق تر میشه ؟!
نه . میشه ؟!
جاهایی که امروز توی دانشگاه سرک کشیدم:
1. سایت، رفتم پیش علی
2. انتشارات پیش حاجت خانوم

3. دوباره پیش علی. رم ریدر خراب بود فایلم باز نشد. فلش علی رو قرض گرفتم
4. سایت بغلی، برای ذخیره فایل Word به صورت Word 97 چون 2007 ذخیره کرده بودم فایل رو
5. دوباره انتشارات پیش حاجت خانوم

6. دم در اتاق استاد...بسته بود

7. اتاق اساتید مهمان...اونجا نبود استادمون
8. ناهارخوری...اونجا بود...
با علی رفتیم دم اتاقش منتظر موندیم تا بیاد
9. کتابخونه برای گرفتن یک کتاب
10. دوباره سایت برای دانلود یک کتاب
11. خروج از دانشگاه
و در تمام این مراحل... زیپ ما باز بود 
حلال کنید دیگه...
شاید اکثر شماها که دانشجو هستید براتون پیش اومده باشه که امتحان یک درس رو به صورت کتاب باز یا کتاب بسته برگزار کردید و مراقبین و استاد ها اول جلسه این رو اعلام می کنند که امتحان کتاب باز هست یا بسته
من فکر می کنم این تذکر رو باید ویرایش کنن و بنویسن:
دانشجویان عزیز توجه کنید، امتحان به صورت آفلاین برگزار می شه
چون با پیشرفت تکنولوژی 15 دقیقه قبل دوستم از سر جلسه امتحان درس عمومی بهم زنگ زده و میگه بی زحمت وصل شو اینترنت رابطه بین انسان و طبیعت و معماری رو توی 5 خط برام پیدا کن تا 20 دقیقه دیگه بهم بگو وقت امتحان داره تموم میشه!!!
جالب اینه خودش هم خندش گرفته بود از درخواستش!

آخه یعنی چی مر حسابی؟!!!!
این دیگه چه صیغه ایه!!!


نظر شما چیه؟
هنوز چند دقیقه وقت باقی مونده