آموزش جامع 30 زبان خارجی Close
تبلیغات در بلاگ اسکای

صحنه ای که مشاهده می کنید مربوط به جنازه ای هست که 4 شب پیش توسط بنده به قتل رسید و به دلیل تاخیر آمبولانس بهشت زهرا ، هنوز روی زمین مونده. ظاهرا چرخ عقب آمبولانس پنچر شده 

لامصب بوی لاشش همه جا رو برداشته!

5 شب پیش دیدم که یه یارو داره به صورت مخفیانه توی اتاقم چرخ می زنه

اول باهاش کاری نداشتم

گذاشتم خوب منطقه رو بازدید کنه 

اون شب بهش فرصت دادم که از اینجا بره

ادامه مطلب ...
سلام به همه
یه امکان جدید به وبلاگم اضافه کردم امروز که می دونم خوشتون میاد و اون هم ارسال رایگان اس ام اس به همراه اول و ایرنسل هستش.
برای اینکه بتونین اس ام اس مجانی ارسال کنید صبر کنید تا صفحه وبلاگم کامل لود بشه
قسمت مربوط به این کار رو انداختم پایین وبلاگ

برای استفاده از این سرویس فقط کافیه در قسمت هایی که وجود داره اسم و فامیلتون (قرار نیست حتما درست بنویسید، نگران این قضیه نباشید)، شماره موبایلتون، اسم شخص مقابل و شماره موبایلش رو وارد کنید. بعدش متن پیامتون رو بنویسید که التبه محدودیت داره
ظاهرا تعداد اس ام اس هایی که می تونین بفرستین هم محدوده ولی به امتحانش می ارزه
ادامه مطلب ...
با توجه به اینکه الان فصل تابستونه و خیلی از شما ها وقتتون رو به بطالت میگذرونین مثل خود من، تصمیم گرفتم برای اینکه اوقات فراغت شما ها هدف مند بشه و یه جورایی ازش سود و بهره کافی و وافی رو ببرین یه بازی جدید که ساخته من و دوست عزیزم مهدی هست رو بهتون معرفی کنم تا همتون با صرف کمترین هزینه اوقات خوشی رو داشته باشید.

این بازی، یه بازی کاملا جدید و به روز هست و هیچ کدوم شما نه از اون خبر دارین و نه تا حالا اون رو بازی کردید

ویژگی های این بازی:
1. بسیار کم هزینه و کم خرج هست و برای کسانی که نمی تونن پول زیادی توی زمینه سرگرمی خرج کنند بسیار به صرفه هست
2. این بازی رو میشه به صورت تک نفره، 2 نفره، و ... بستگی به میزان افراد بیکار داره، انجام داد
3. این بازی به صورت آنلاین انجام میشه و کلی کلاس داره!
4. در هر موقع از 24 ساعت شبانه روز می تونین به این بازی اقدام کنین و ساعت و وقت مشخصی نداره
5. پیر و جوون و نوجوون و خردسال و زن و مرد و دختر و پسر و ... هم نمیشناسه. همه می تونن بازی کنن
6. این بازی محدودیت زمانی هم نداره و تا هر موقع که کیف کنید می تونین بازی کنید!

حالا می رسیم به شیوه بازی، وسایل مورد نیاز و موارد دیگه:



ادامه مطلب ...
معاونت دانشگاه صنع*تی جند*ی شا*پور اعلام کرد:
به زودی تمام دانشجویان این دانشگاه به بهشت می روند!
طبق آخرین آمار رسیده از خبرگذاری بهدز به نقل از رویترز، به دلیل داشتن منابع غنی عرفانی در بین دانشجویان زین پس همه ما به بهشت می رویم!
اینک به مشروح خبر رسیده به دست ما توجه فرمایید:
شب گذشته همکاران ما در " آن سوی مرز ها " ( بهبهان )، خبر مسرت بخش پیوستن تعدادی بانوی معظمه به جمع دانشجویان این دانشگاه رو دادند که بدون شک حضور این عزیزان مشت محکمی بر دهان یاوه گویان خواهد بود!


ادامه مطلب ...
وووت وووت وووت ...
وووت وووت وووت ...
از خواب پرید...نفس نفس زنان به ساعت موبایلش نگاه کرد، آخه همه جا تاریک بود و هیچی معلوم نبود. ساعت دیواری زرد رنگ بالا سرش رو هم به زور می دید. 
دیشب دیر وقت خوابیده بود. همش راجع به این کار فکر می کرد. آیا من دارم کار درستی می کنم؟ این جمله ای بود که تمام شب با خودش زمزمه کرده بود و احساس ترس و دو دلی باعث شده بود عرق سردی روی پیشونیش بشینه. بالاخره تصمیم خودش رو گرفته بود و شب ساعت رو روی 5.15 تنظیم کرده بود.
اون موقع بهترین زمان برای انجام اون کار بود
باید کار رو یکسره می کرد
دیگه از این که صبح ها با ناراحتی و عذاب وجدان از خواب بلند شه خسته شده بود
دردی که به دنبال اون توی شکمش احساس می کرد همیشه آذارش می داد. دردی که برای هیچکی قابل بیان نبود
با سرعت بلند شد و شلوارش رو پوشید. البته قبلش هم شلوار پاش بود ها. درب خونه قفل بود. سریع در رو باز کرد و کلید ها رو توی خونه گذاشت. پدرش خواب بود. ظاهرا دیشب یه چیزایی متوجه شده بود ولی به روی خودش نمیاورد.

سوار ماشین شد. هوووم هوووم ( استارت زد، سلوی ماشین زیاد بود خودش گاز خورد نه که بخواد خودش گاز بده. آخه تازگیا ماشین رو برده بود تعمیر گاه تسمه کولر و تسمه دینام و تسمه تایمینگ ماشین رو عوض کرده بود، اتفاقا شمعای ماشین رو هم عوض کرده بود و ماشین شتابش خیلی خوب شده بود. اوسا محمد سلوی ماشین رو زیاد کرده بود. ازش خواسته بود موتورش رو تنظیم کنه ولی اون این کار رو نکرده بود. همین باعث شده بود از اون کینه ای به دل بگیره و برای

کاری که می خواد بکنه دلیل قانع کننده ای به نوع خودش، پیدا کنه)


ادامه مطلب ...
سلام
این adsl هم بد جوری منو معتاد کرده
از اون روزیکه گرفتمش خواب و خوراک ندارم!
رکورد بی سابقه ای برای خودم هم زدم توی وصل شدن به اینترنت!
توی این 20 روز 202 ساعت اینترنت وصل بودم
یعنی روزی حداقل 10 ساعت!
همش هم میرم توی انجمن و اونجا فعالیت می کنم
واسه همین فرصت نکردم وبلاگ رو آپ کنم
یعنی می دونین چیه؟
راستش دیگه حس آپ کردن ندارم کلا
یه جوری شدم
مثل سابق حوصله مسخره بازیای توی وبلاگ رو ندارم
شاید به زودی دوباره مثل قبلا آپ کنم

به هر حال ممنون از اونایی که لطف دارن به من و منتظر آپ شدن این وبلاگ هستند و توی نظرات این رو نشون دادن. ممنون از همتون

اگه می خواستین منو پیدا کنین آسون ترین راهش اینه که بیاین توی انجمن:

http://irapidshare.net/forums

من با اسم LargeBoy اونجا ناظر ارشد هستم. خوشحال میشم سر بزنید!

فعلا بای

اصولا توی هر سنی که باشی با یه تفریح خاصی حال می کنی

بسته به نوع سلیقت ممکنه اهل بیرون رفتن، گپ زدن با دوستان، بازی کامپیوتری، مطالعه آزاد و سراسری و پیام نور و یا حتی علمی کاربردی، وصل شدن به اینترنت و دانلود و چت و وب گردی و ...، ورزش که البته بعیده از شما، مخصوصا بعضیا که پلاتین توی پاشون دارن (من خودم به پیچش دست زدم. دروغ نمی گه بیچاره)!!،سینما رفتن، غذا خوردن که برای بعضیا تفریحه، و کلی چیزای دیگه باشین. ولی قاعدتا ( طبیعتا / قدر متقین / لزوما / عموما / خونمون / خونشون / خونتون / اتاق تمساحا ) هر چی سنتون میره بالاتر، نوع تفریحتون تغییر می کنه!

و البته بسته به شهری که توش زندگی می کنین و امکاناتی که توش هست هم این تفریح از فردی به فرد دیگر و از شخصی به شخصی دیگر و از موجودی به موجودی دیگر و از انسانی به انسان دیگر و از شهروندی به شهروند دیگر و از مغازه داری به مغازه دار دیگر و از پزشکی به پزشک دیگر و از مامور نیروی انتظامی به مامور نیروی انتظامی دیگر و از جوانی به جوان دیگر و از نوجوانی به نوجوان دیگر و از کودکی به کودک دیگر و از (حالا هی بخون. عجب بیکاری هستی ها!!! خوب می بینی چرت و پرت نوشتم نخون خوب! مجبور که نیستی! ) متفاوت خواهد بود.

یکی از تفریحات سالم در شهر دزفول که بخش عمده ای از مردم خون گرم و ... ولات دزفولی به اون مشغول هستند رو در این پست می خوام براتون شرح بدم. شاید شما هم خوشتون بیاد و انجام بدین

وسایل لازم جهت اینکه خیلی خوش بگذره بهتون و خفن مبسوط بشین و حاشو ببرین و از این صحبتا :

ادامه مطلب ...

19.3. در یک نمایش تبلیغاتی، مردی به وزن 120 کیلوگرم روی انتهای میل پرچم شکل زیر، خیمه می زند!!! دامنه ارتعاشات القایی از جریان گردابی، که مرد در بادی با سرعت 5 متر بر ثانیه پیدا می کند چقدر است؟ نسبت میرایی را 0.02 و چگالی جرمی هوا را 1.2 کیلوگرم بر متر مکعب در نظر بگیرید.

 

مگه میشه؟

ها؟

شما بگین؟

من این سوال رو حل نمی کنم

به این عکس خوب نگاه کنید:

آخه چرا چرت و پرت می نویسن این خارجیا تو این کتاب هاشون؟
این مسئله چند تا اشکال اساسی داره که اگه این اشکالات رو بشه توجیح کرد میشه مسئله رو حل کرد وگرنه به هیچ وجه!! و دیگر هیچ!

 

اشکالات این سوال به قرار زیر است:

ادامه مطلب ...

...

از همون روز اول که دیدمش یه جورایی قند توی دلم آب شد

یه احساس غریب

یه احساس خاص

احساسی که تا به حال با دیدن هیچ کس و هیچ چیز بهم دست نداده بود

احساس رسیدن به تکامل

رسیدن به هدف

یه جورایی توی خودم حس می کردم که من باید به اون برسم

ولی...

چجوری؟

اون منو نمی خواست

اون صاحب داشت

خاطر خواه داشت

اونم 5 تا!!!

آخه مگه ممکنه به من فکر کنه؟

ولی من به اون فکر می کردم

شب و روز

ادامه مطلب ...

این جمله رو که گفت حالم به هم خورد!!

چند شب پیش با سامان رفته بودیم خیابون که کفش بخریم واسه من

توی خیابون امام، جا برای پارک کردن ماشین نبود. واسه همین رفتیم ماشین رو توی خیابون قله(Ghale)(اسم دزفولیش اینه) پارک کردیم و پیاده برگشتیم به سمت کفش فروشی

توی راه به مغازه ها که نگاه می کردیم به یه مغازه آرایشی بهداشتی رسیدیم

دیدیم یه زنه توی مغازست. کسی هم نیست. گفتیم بریم یکم الکی قیمت سوال کنیم اوسکولش کنیم!

بذارین صاحب مغازه رو براتون تشریح کنم:

فکر کن یه روز سخت کاری رو پشت سر گذاشته باشی، خسته و کوفته بری خونه و بلافاصله بگیری به مدت 12 ساعت بخوابی.

از خواب که پا شدی حوصله نداری صورتتو بشوری.

اتفاقا انگار 3 روزه که حموم هم نرفتی. ولی ...یت میاد به خودت برسی.

ولی، از آینه که نمیشه همین جوری گذشت.

در یخچال رو باز می کنی و رژ لب و پن کیکی که معلوم نیست تاریخ مصرفشون گذشته یا نه رو در میاری.

با نهایت ظرافت! یه قاشق از پن کیک رو با ماله پهن می کنی روی صورتت طوری که عین بتونه روی صورتت جمع میشه.

ادامه مطلب ...